امید رحمانی

نوشته‌های یک نفر که بهش می‌گن عکاس

 
عکاسی و مردم و این مصیبت !
نویسنده : امید رحمانی - ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠
 

عکاسی اجتماعی و خیابانی یکی از شاخه‌های اصلی عکاسی به حساب میاد. به

دلیل  تنوعی که داره هیچ وقت تکراری نشده؛ هیچ  دو عکس اجتماعی  و خیابانی‌ای نمی‌تونید پیدا کنید که عینا مثل هم باشن.همه جای دنیا این ژانر و سبک از عکاسی دردسرهای خاص خودش رو داره. از ترس درووردن دوربین تو خیابون و مردم گرفته تا برخوردایی که با آدم میشه. اگه بتونیم خودمون رو با این شرایط سازگار کنیم، می‌تونیم بدون اضطراب و نگرانی و بدون دلخور شدن از مردم(حالا می‌گم چرا دلخوری) این ژانر عکاسی رو دنبال کنیم.


بدترین چیز تو عکاسی خیابونی وقتی لِم‌ش رو ندونیم، نگاه سنگین مردمه. بعضی وقت‌ها هم متلک‌های اونها. از یه جهت حق دارن و از یه جهت فرهنگ پایین باعث این چیزا میشه. یه مساله‌ای که تو عکاسی اجتماعی به دست میاد اینه که هرچی به سمت منطقه‌های مرفه‌نشین می‌ریم، عکاسی اجتماعی و خیابانی راحت‌تر و بی‌دردسر تر میشه. علتش هم نمی‌دونم و نمی‌تونم بگم  که پول فرهنگ میاره. یه مقدار کمی این حرف درست هست ولی نه در کل جامعه و مردم.

نگاه مردم و سنگینی ِ اون از چیزهاییه که بعضی وقتها آزار میده. من اینو به حساب فرهنگ پایین نمیذارم. لااقل نه همه‌شو. خودتون رو نگاه نکنید که به عکاسی به چشم یه چیز عادی نگاه می‌کنید. عکاسی ِ غیر از تولد و مهمونی از دید 90 درصد مردم تازه اونم تو شهرهای بزرگ یه چیز عجیبیه که 4 تا شاخ بالاسرش داره و اونی که دوربین عکاسی دستشه و داره از شهر (و تازه نه از مردم) عکاسی میکنه، همون چیز عجیبه‌ست که این دفعه 10 به توان 27 شاخ بالاسرش داره. پس نگاه مردم رو سعی کنید ایگنور کنید و نادیده بگیرید. اولش بسیار بسیار سخته ولی عادت می‌کنید. من خودم تقریبا مردم رو دیگه نمی‌بینم با اینکه همه ذل زدن به من و دوربینم. برایان پترسون تو کتاب دید خلاقانه در عکاسی می‌گه آدم نباید گرفتن یه لحظه خوب رو فدای نگاه سنگین مردم کنه.

این از نگاه مردم، می‌مونه یک چیز که حلش کنید و پاشید برید بیرون؛ اون چیز هم متلک‌های مردمه که 100درصد مربوط به فرهنگ میشه. تکراری ترین عبارتی که تو ایران در عکاسی خیابانی می‌شنوید، "بیا از منم/ما هم عکس بگیر" هست. حتما اون فرد که اینو می‌گه، میدونه ما عکاس دوره‌گرد که از عکاسی مردم و پرینتش در همونجا امرار معاش می‌کنه نیستیم! اما به هر حال باید یه چیزی بگه وگرنه یه چیزی ازش کم میشه احتمالا. پس این رو هم از این گوشتون بشنوید و از اون یکی در کنید. ( پیشنهاد میشه تو عکاسی اجتماعی و خیابانی ایرفون‌تون رو بزنید و به موسیقی دلخواه‌تون گوش کنید )

عکس از بنده

ما فرض می‌کنیم که همه این توانایی‌ها رو دارید یا بدست اووردید و حالا می‌خواید برید بیرون عکاسی. نکته اول اینکه تا اونجا که میشه سبک برید. کوله عکاسی خیلی خوبه ولی فراموش نکنید که هرچی توجه‌ها رو کمتر جلب کنید، موفق ترید. به هیچ وجه بنداز و دررو نباشید ( مگه تو مواقع خیلی خاص ) برید وایسید جلو سوژه (در اینجا یه محیط نسبتا شلوغ. تک آدم نه) دوربینتون رو بگیرید دستتون، وانمود کنید که دارید باهاش کار می‌کنید. بذارید مردمی که اونجان یا اون اطرافن ببینن که چیزی که دستتونه آرپی‌جی نیست. دوربینو بگیرید جلو چشمتون عکس رو بگیرید و وایسید هنوز وقتش نشده برید! به عکستون نگاه کنید. یا حتی وانمود کنید. بذارید مردم ببینن که حضور دارید و نخواستید عکس بندازید فرار کنید. آخر سر خیلی آروم بدون اینکه به مردم نگاه کنید ( یادتونه که؟ ایگنور شدن قبلا ) راهتون رو بکشید برید یه جای دیگه برای عکاسی.

اگر سوژه شما فرد بود، بهتره برید ازش اجازه بگیرید. همین اجازه گرفتنه هم یه طوریه اون اوایل. حس می‌کنید از غرورتون دارید مایه می‌گذارید که اینم به مرور زمان براتون عادی می‌شه. بعضی جاها هم که فکر می‌کنید اجازه گرفتن براتون دردسر درست میکنه یا نمیتونید صحنه خاصی رو بگیرید، بدون اجازه بگیرید ولی باز فرار نکنید. اگه سریع دور شید مطمئن باشید اون فرد داد و بیدادش میره هوا.

عکس از بنده

و اینکه در کل سعی نکنید این تابلوهای عکاسی ممنوع رو تست کنید یهو دیدید یه بلایی سر دوربینتون اومد . در عین حال جسور هم باشید و فراموش نکنید که بهترین عکسهای خیابانی تاریخ اونایی هستن که تو سخت ترین شرایط گرفته شدن.

 

اگر هم خواستید عکسهای اساتید این سبک عکاسی رو ببینید می‌تونید به عکسهای آقای 'هنری کارتیه برسون' استاد مسلم این سبک عکاسی مراجعه کنید . در این لینک

 در آخر بگم تمام چیزهایی که در این مقاله ذکر شد، تجربیات ناقص یک عکاس تازه‌کار بوده که به هیچ وجه نه پایه و اساس علمی داره و نه ثابت شده. تجربه‌ی خالی